تبليغاتX
عشق صورتی -

 

چي مي شد آدما از دل هم خبر داشتن

خبر داشتن كه طرف مقابلشون چقدر دوسش داره اصلأ دوسش داره يا نه ؟

چي مي شد همون اندازه كه يه نفرو دوست داشتي اونم تو رو دوست داشت

چي مي شد همه حقيقتو به هم مي گفتن ؟

چي مي شد يكي به من خبر مي داد .........

 

 

اگه بغض خودمو لا به لاي نگاه معصومت پنهان ميكنم از غرورم نيست

اگه براي داشتن دستای تو گريه ام را ميدزدم از غرورم نيست

اگه براي ادعاي جمله اي عاشقانه خجالت ميكشم از غرورم نيست

اگه غرورمو در پيشگاه حضورت تیكه تیكه، بر زمين مي کشم باز از غرورم نيست

اگه نمی تونم تو چشات خیره بشم اگه نمی تونم موقع دیدنت سرمو بالا بگیرم بازم از غرورم نیست

آره من عاشقتم اما یه عاشق خجالتی که هیچ کس ارزش اونو نمی فهمه

 

+ نوشته شده در جمعه 18 خرداد1386ساعت 16:51 توسط رضا |


آدمك آخر دنياست ، بخند
آدمك مرگ همينجاست ، بخند
آن خدايي كه بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست ، بخند
دست خطي كه تو را عاشق كرد
شو‌خي ِ كاغذي ِ ماست ، بخند
فكر كن درد تو ارزشمند است
فكر كن گريه چه زيباست ، بخند
صبح فردا به شبت نيست كه نيست
تازه انگار كه فرداست ، بخند
راستي آنچه به يادت داديم
پر زدن نيست كه درجاست ، بخند
آدمك نغمه ي آغاز نخوان
به خدا آخر دنياست ، بخند


HOME